دیروز سعی کردم بهترین باشملبخند بزنم بعد مدت ها برای خرید بیرون برم اتاق بهم ریختم رو تمیز کنم کاری کنم که بقیه خوشحال بشوندهمه ی این کار ها را کردم ولیتنها چیزی که نصیبم شد یک خبر بودبدترین خبر ممکن برای من لبخند زدم خودم رو قوی نشون دادمآخرش که چی مهم ترین اتفاق زندگیم رو از دست دادم به خاطر اشتباه بقیه قربانی شدم بازم لبخند میزنم با اینکه از تو داغونمبا اینکه دیگران درکم نمیکنند با اینکه با بقیه فرق دارمفقط سعی میکنم جلو دیگران نشکنمبه خودم یادآوری میکنم که باید قوی باشم سخته ولی مجبورم ازش بگذرم مجبورم باهاش خداحافظی کنم
دیشب به این فکر افتادم من که کاری نکردم شاید اگر دیروز آدم بدی بودم شاید این اتفاق برام نمی افتاد نه این جوری نیست؟!؟
MB
مادر...
ما را در سایت مادر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 80 تاريخ: سه شنبه 7 اسفند 1397 ساعت: 22:59